قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

843

تاريخ الفي ( فارسى )

خويش ؟ زينب گفت : جز نيكويى چيزى ديگر نديدم . اهل بيت من جماعتى بودند كه ارادهء ازلى به قتل ايشان تعلّق گرفته بود و جدّ بزرگوار و پدر نامدار من مرا از اين خبر داده بود و ايشان انتظار حكم سبحانى و تقدير ربّانى مىبردند و بدان راضى گشته به خوابگاه خود در دنيا و به منازل خود در آخرت تشريف فرمودند . اى پسر زياد عنقريب خداى تعالى تو را با ايشان در يك موضع جمع كند تا با تو مخاصمت نمايند . پس اى پسر مرجانه نيك تأمّل كن كه در آن روز نصرت و ظفر تو را باشد يا ايشان را . عبيد اللّه زياد از اين سخن در غضب شد . قصد قتل زينب كرد . عمرو بن حريث مخزومى گفت : اى امير زنان را بر گفتهء ايشان مؤاخذه و گرفت نمىباشد ، بتخصيص كه ماتمزده و مصيبت رسيده باشند . پسر زياد از سر قتل وى درگذشته گفت : اى خواهر حسين خداى تعالى ضمير مرا از دغدغهء طغيان برادرت آسايش داد و به كشته شدن وى و متابعانش درد و رنج را از خاطر من برگرفت . زينب گفت : اى پسر مرجانه ! نيكوكارى ساخته‌اى و طرفه مهمّى پرداخته‌اى كه به سبب آن روح و راحت و فراغ بال توقّع دارى . اى از خرد بىبهره و از دانش بىنصيب و از شراب غرور مست شده و به واسطهء دنياى ناپايدار از دست شده ! تو هيچ مىدانى كه چه كار كرده‌اى و مهتر و بهتر خاندان نبوّت را كشتى و اصل و فرع شجرهء بوستان رسالت را قطع كردى ؟ اگر اين معنى موجب شفاى دل تست در اين روز تشفى [ يى ] روزى تو گردد كه آثار آن بر صفحهء روزگار بماند و به جزاى عمل نامرضى خويش برسى . « 1 » پس ابن زياد روى از وى بگردانيد و متوجّه زين العابدين گشته پرسيد : اين كيست ؟ گفتند : علّى بن الحسين است . ابن زياد گفت : من شنيدم كه علىّ بن الحسين را خدا كشت . گفتند : آن على اكبر بود كه به قتل رسيده . پس امام زين العابدين فرمود : اى پسر زياد ، آرى آن برادر بزرگ من بوده كه كشته شده . به خداى كه او را كسى خواهد بود كه مطالبهء خون وى كند . پسر زياد در غضب شده فرمود : اين را بر در كوشك بريد و گردنش بزنيد و سرش را نزد من آريد . موكّلان قصد وى كردند . زينب از جاى برخاست و امام زين العابدين را دربر گرفت و گفت : اى پسر زياد ! هنوز از كشتن اهل بيت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، سير نگشتى ؟ بس نبود اين خونهاى ناحق كه بريختى ؟ اگر البته او را خواهى كشت و بر چنين خون ناحقّ اقدام خواهى نمود نخست مرا به قتل برسان .

--> ( 1 ) . سخنان زينب ( ع ) در اصل آميخته به صنعت سجع بوده است : لقد قتلت كهلى ، و أبرت أهلى و أجتثثت أصلى . فإن يشفك هذا فقد إشتفيت . يعنى : مهتر ما را كشتى ، از خويشانم كسى را نهشتى ، نهال ما را از هم گسستى . اگر درمان تو اين است ، آرى چنين است ؛ - نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى ، مقدمهء مترجم ، ص يط و لو .